مامان جون فداکار و مهربون
سلام به همه ی مامان های مهربون نی نی وبلاگی از وقتی که مامان جون طیبه اومده نفهمیدیم این یه هفته چطور گذشت.خوب بود و خوش گذشت .فردا میخان برن.آخه عمه مریم دست تنهاست.چون بعد از دوازده سال خدا یه نی نی بهش داده.هنوز دنیا نیومده.الان تو پنج ماهه.برای همین پیش مامان جون ایناست تا مراقبش باشن .خدا کمکش کنه.باباجون هم یه عمل کوچیک داشته و باید استراحت کنه.مامان جون لطف کردن که اومدن تا من ثنا رو راهی مهد کنم.ثنا و ثمین و حتی من و بابا رضا عادت کردیم به بودنش.از دیشب که گفتن میخان برن ،حالم گرفته شده. دوباره تنها میشیم.خدا به همه ی مامانها توان و نیرو بده تا بتونن بچه هاشون رو قوی و شاد بار بیارن.آمین ...



